مارکتینگ چیست؟ واقع بین باشیم برای یک تاجر، مارکتینگ (Marketing) برابر است با تبلیغ.

مارکتینگ یعنی نحوه بیان شما در زمانی که می خواهید راجع به محصول تان توضیح دهید، اینکه تولیدات شما چقدر جذاب است و چرا مردم باید آن را بخرند.

 

تعریف و مزایای بازاریابی

مارکتینگ یک تبلیغ، بروشور و اطلاعیه مطبوعاتی است. اخیرا این تعریف کمی تغییر کرده،  مارکتینگ حتی میتواند یک صفحه فیسبوک و یا یک حساب توییتر که دیجیتال مارکتینگ می باشد.

بازاریابی، برای بسیاری از صاحبان بیزینس، صرفاً فروش در مقیاس بزرگتر است.

  • اساسا مارکتینگ فرآیند شناخت مشتریان خود و ایجاد و حفظ روابط با آنها است.
  • Marketing، صرف نظر از اندازه آن، رمز موفقیت یک سازمان است.
  • مارکتینگ، از نوع دیجیتال و آفلاین وجود دارد. شما باید مواردی را که برای شما مناسب هستند را تعیین و دنبال کنید.
  • تیم های مارکتینگ و فروش باید رویکرد واحدی داشته باشند. اتوماسیون به آنها کمک می کند تا در جهت اهداف مشابه کار کنند.

 

مارکتینگ چیست؟ 

قبل از اینکه به این سوال پاسخ بدیم بیایید ببینیم تفاوت بین برندسازی (branding) و مارکتینگ چیست؟

عکس زیر را با دقت نگاه کنید.

متوجه چه چیزی شدید؟

به نظر من که مارکتینگ یک مشکل مارکتینگ دارد! اگر از مردم بپرسید که مارکتینگ چیست، اکثر آنها به نوعی یا به فکر فروش (من عالی هستم و شما باید من را به دلیل A و یا B انتخاب کنید) و یا تبلیغات (اگر محصولات ما را بخرید، زندگی بهتر، جذاب تر و شادتری خواهید داشت) می افتند.

حتما بخوانید: دیجیتال مارکتینگ چیست؟ هرآنچه که باید بدانید (آموزش جامع)

 

 

 

از آنجایی که اقتصاد جهانی همیشه در شک و تردید به سر می برد، کار مارکتینگ کمی سخت شده و  دچار مشکل نبود درک از برند و حتی شاید یک بحران اعتماد می باشد.

"تجارت و کسب و کار فقط دو وظیفه دارد - مارکتینگ و نوآوری."
میلان کوندرا (Milan Kundera)

"هدف از مارکتینگ این است که مشتری را به خوبی شناخته و درک کنیم که در این صورت محصول و یا خدمات فروخته شده مناسب او خواهد بود."پیتر اف دراکر (Peter F. Drucker)

مارکتینگ به این معنی نیست که چه کسی می تواند سریعتر صحبت کرده و مطلبی را بیان کند. مارکتینگ در مورد درک عمیق روانشناختی از نیازهای مشتری است. استیو جابز تقریباً بهتر از هر شخص دیگری این ویژگی را داشت. هر فرد نوآوری در تاریخ جهان، درک غیرعادی از نیازهای انسان داشته و چشم اندازی ابتکاری برای ارائه آن بدست آورده است.

اگر تجارت متشکل از مارکتینگ و نوآوری، و مارکتینگ مربوط به درک عمیق مشتری باشد، این کار می تواند شغل هر کارمندی باشد.

مارکتینگ با این پرسش که مصرف کنندگان چه کسانی هستند، چه می خواهند و به چه چیزی اهمیت می دهند آغاز می شود. برای اینکه در دیجیتال مارکتینگ این اطلاعات را بدست آورید باید از ابزار گوگل آنالیتیکس استفاده کنید. در مطلب نصب گوگل آنالیتیکس در وردپرس میتوانید با نصب این ابزار رفتار کاربر را تحلیل کنید.

با توجه به عکسی که در ابتدای مقاله آمده مارکتینگ "من یک عاشق بزرگ هستم" نیست. مارکتینگ موثر در واقع می پرسد "حال شما چطور است؟"

 

مارکتینگ یک مکالمه و گفتگو است

مارکتینگ یک مکالمه است. در واقع، مارکتینگ با مکالمه ای بین دو نفری که یکدیگر را به خوبی نمی شناسند، شروع می شود. گفتگوی خوب منجر به درک نیازها می شود. دیدگاه متمرکز بر ارائه و فروش محصولات غوغا می کند؛ این یعنی بازاریابی.

وقتی با اشخاص غریبه آشنا می شوم، از آن ها سوالاتی می پرسیم. سعی می کنیم آنها را بشناسیم. سعی می کنیم رویاها، مشکلات و نیازهای آنها را درک کنیم. در مورد خودمان صحبت نمی کنیم مگر اینکه طرف مقابل علاقه ای برای کسب اطلاعات راجع به ما داشته باشند. این موضوع فقط از طریق همدلی واقعی حاصل می شود. در واقع، باید به آن شخص اهمیت بدهم تا اعتماد او را جلب کنم.

این مکالمه همچنان ادامه می یابد تا ما بهتر یکدیگر را بشناسیم. مانند روابط انسانی، برند هایی که نفوذ و قدرت عمیق تری دارند، همان هایی هستند که به نظر می رسد بیش از آنکه به خودشان اهمیت دهند، به شخص مقابل اهمیت می دهند.

برندهایی که مشتری بیشتری جذب می کنند، آنهایی هستند که مشتریان خود را نسبت به تمایل به فروش بیشتر محصولات در اولویت قرار می دهند.

آنها به مشتریان احتمالی نشان می دهند که علاقه مند به حل مشکلاتشان هستند. آنها ادعا نمی کنند که دارند اهمیت می دهند بلکه به صورت واقعی به مسائل اهمیت می دهند و این موضوع را در عمل نیز ثابت می کنند. آنها از طریق محتوا، تخصص و خدمات خود واقعاً به دنبال کمک کردن به مشتری هستند. اگر در این کار به خوبی عمل کنند و موفق شوند، از این طریق فروش محصولات هم به خوبی عمل خواهند کرد.

مانند زندگی واقعی و تعاملات انسانی عادی، مارکتینگ به این معنی است که شما باید بیش از آنچه که انتظار دریافت دارید، مواردی را ارائه دهید. وقتی به ما حق انتخاب داده شود، فقط از برندهایی که می شناسیم، دوست داریم و به آنها اعتماد داریم خرید می کنیم!

 

مارکتینگ نیاز به همدلی دارد

اما چگونه قدرت و اهمیت همدلی را برای مدیرانی که هیچ یک را ندارند، توضیح دهیم؟ وقتی مشاغل فقط به دنبال فروش و تبلیغ هستند و لوگو های خود را بر روی استادیوم ها و کلاه های گلف می چسبانند، همدلی را چگونه توضیح دهیم؟

شما باید به آنها نشان دهید که به عنوان مردم یک جامعه، تبلیغات و تاکتیک های مارکتینگ را نادیده می گیرید. پروپاگاندا (Propaganda) و تبلیغات در دنیای امروز کارایی ندارد.

اما ما به محتوا و تبلیغات (تلویزیون، رادیو و ...) برندهایی توجه می کنیم که به ما کمک می کنند. تنها راه تحقق این امر این است که برندها، محتوایی ایجاد کنند که کمک حال مردم باشد. چون ما تجربه بدی از پخش خودکار تبلیغات ویدیویی در سایت هایی که از آن ها بازدید میکنیم داریم.

حتما بخوانید: ۱۱ تکنیک نوشتن تیتر برای افزایش چشمگیر بازدید و کلیک

 

 

 

آیا مارکتینگ دیگر فایده ای ندارد؟

"مارکتینگ دیگر کارایی خود را ندارد."
"اکثر تبلیغات بازاریابی موثر نیست و این چیزی است که ما به عنوان مصرف کننده آن را تعیین می کنیم."

اگر شنیدن این موضوع سخت است، متاسفم.

اما انکار این نکته که بسیاری از مارکتینگ ها شکسته خورده اند، واقعاً دشوار است. به اطراف خود نگاه کنید. آیا می توانید آخرین بنر تبلیغاتی که مشاهده کرده اید را به یاد بیاورید؟

من فکر می کنم که بخش بزرگی از مارکتینگ، تکنیک است. مدیر از شما می خواهد که کاری را انجام دهید. مارکتر می رود و آن کار را انجام می دهد که معمولاً نتیجه آن، تبلیغاتی بی تأثیر است. گاهی برای ما مهم نیست که موثر باشد و یا نه. فقط مهم این است که آن کار انجام شود.

من معتقدم که ما باید به مدیر یادآوری کنیم که برند چه معنایی دارد. هر کسب و کاری به منظور حل یکی از مشکلات مردم آغاز می شود. چنین شرکتی رشد کرده و موفق می شود زیرا چیزی منحصر به فرد و مفید ایجاد کرده است. اما هر چه کسب و کار مورد نظر بیشتر رشد کند، غالباً تمرکز به جای مشتری به سمت تجارت و کسب درآمد میل می کند.

 

برند شما بیش از چیزی است که می فروشید!

برای تأثیرگذاری واقعی، آیا مارکتینگ نباید با تمرکز بر تأمین نیازهای مشتری آغاز شود؟ عمل مارکتینگ باید داستانی را بگوید، نه این که بر فروش محصول تمرکز داشته باشد. به همین دلیل است که من کانتنت مارکتینگ را به عنوان فرآیندی ساده برای پاسخ به سوالات مشتری تعریف می کنم.

کسب و کاری که پیروز است که به عنوان برندی شناخته می شود که مشکلات مشتری خود را در طول این سفر حل می کند.

من معتقدم بسیاری از ما به این قضیه متعهد نمی مانیم و به همین دلیل است که فکر می کنم در بسیاری از کسب و کارها، مارکتینگ عملی بیهوده می باشد.

متأسفانه، بسیاری از محتواهایی که برای سایت تولید میشه کاملاً بی اثر بوده و بیشتر جنبه بیزینسی در نظر گرفته میشود و برای پاسخ به سوالات کاربر تولید نمیشود.

این یک موضوع بزرگ فرهنگی است. من معتقدم که مدیران کسب و کارها باید در برابر ایجاد فرهنگ محتوایی باکیفیت پاسخگو باشند.

می دانم که جسارت می خواهد. می دانم که سخت است اما این تفاوت بین مارکتینگ شکسته خورده و مارکتینگ موثر است.

 

برندسازی چیست؟

من مدت ها پیش یاد گرفتم که برند شما چیزی است که در ذهن مشتریتان ماندگار است. تبلیغات، میزان درک برند (Brand Perception) شما را تغییر نمی دهد. برندسازی یک قضاوت، تمایل و یا احساسی است که با مجموع تمام تعاملات مشتری با یک شرکت ایجاد می شود.

فقط تجربه، درک برند را در ذهن مشتری تغییر می دهند. برندها باید تجربه های شگفت انگیزی را به مشتری ارائه دهند. نه تنها در محصولی که می فروشیم و "ویژگی هایی" که به خوبی ارائه می دهیم، بلكه طوری که ما به عنوان فردی از یک شركت رفتار می کنیم، نحوه ای که كاركنان با مشتری برخورد می کنند، در مجموع همه این تجربیات، یك برند را ایجاد میکند.

من معتقدم که اپل و استارباکس به ترتیب به ارائه فناوری عالی و قهوه خوب اهمیت می دهند. همچنین معتقدم که اپل قول محصولات با کاربری آسان، طراحی ساده و زیبا را هم می دهد. من معتقدم که استارباکس بیشتر از فروش قهوه، به تأثیر خود بر جهان اهمیت می دهد.

درست یا غلط، این تجربه ای است که من با این برند ها کسب کردم. این تجربه عمیقا درون ذهن من قرار دارد و هیچ تبلیغ، لوگو و یا فروشنده ای نمی تواند آن را تغییر دهد.

به دنبال ارتقای ترافیک و رتبه سایت وردپرسی خود هستید؟

تیم دیجیتال مارکتینگ گرندیما شما را برای رسیدن به این هدف همراهی میکند. برای بررسی پلن ها از طریق لینک زیر با ما در ارتباط باشید.

سئو وردپرس

 

مارکتینگ و برندسازی

مارکتینگ می تواند به صورت مثبت و یا منفی بر برند تأثیر بگذارد. مارکتینگ قادر است با داشتن مکالمات مثبت، مفید و حمایت گرانه با مشتریان خود، به ایجاد یک تجربه مثبت از برند مورد نظر کمک کند.

مارکترها می توانند با نشان دادن تبلیغات مردانی که دختران زیبا را بر روی یک بازو و محصولشان را نیز بر بازوی دیگر خود دارند، نمایش های تلویزیونی و تجربیات ما را خراب کنند و به برندها آسیب بزنند.

مارکتینگ از طریق تجربیات عالی به ایجاد برند کمک می کند.

در دنیای ایده آل، مارکتینگ از ایجاد برندهای قدرتمند پشتیبانی می کند. برند های خوب، مارکتینگ فوق العاده ای انجام می دهند. محصولات شگفت انگیزی ارائه می دهند. با کارمندان خود با احترام رفتار می کنند. مانند شهروندان نگران می باشند و به نسل های آینده فکر می کنند. همچنین، آنها به سیاره ای را که فرزندانشان به ارث می برند، توجه می کنند.

برند های خوب در ارائه تجربیات خوب به ما نشان می دهند که چه کسی هستند. مارکتینگ به دنبال درک این است که یک تجربه عالی باید چگونه باشد. تبلیغات، تجربه های ما را مختل می کند (مزاحمت ایجاد می کند). گاهی اوقات نیز به خاطر این کار از آنها متنفر نیستیم.

 

تبلیغات چطور؟

تبلیغات برای برندهایی که می توانند محتوای مورد نظر ما را قطع و مختل کنند، عالی است. من از برخی تبلیغات که داستانی جالب و جذاب را بازگو می کنند و یا بسیار هوشمندانه توانایی قطع محتوای من با چیزی احساسی و یا خنده دار را دارند، قدردانی می کنم. اما اگر بخواهم صادق باشم، حتی بسیاری از برند های موجود در تبلیغاتی که بیشتر از همه باعث خنده من شده بودند را هم به خاطر نمی آورم.

جالب اینجاست که برند هایی که قبلاً به آنها اشاره کردم، استارباکس و اپل، تبلیغات بسیار کمی دارند. بهترین تبلیغ تاکنون 1984 Apple بود که داستانی از مشکل را به روشی جذاب بیان می کرد. از آن پشتیبانی شد و محصولاتی به دنبال آن وارد زندگی شدند که واقعاً زندگی من را تغییر دادند.

اما اگر بخواهیم صادق باشیم، نمی خواهیم چیزی که نیاز به آن نداریم به صورت مکرر به ما تبلغ شود.

وقتی سایتی یک تبلیغ ویدیویی را به صورت خودکار پخش می کند، به خاطر این کارشان از آن ها متنفر می شوم. حتی از برند مورد نظر بیشتر متنفر می شوم. چون می دانم آنها کسانی هستند که برای این کار پول می پردازند. بالاخره ناشران نیز باید امرار معاش کنند. بنابراین من به آنها سخت نمی گیرم. اما برند مورد نظر دید بدی را در ذهن من ایجاد می کند.

 

انواع بازاریابی

برای کسانی که فکر می کنند بازاریابی همان تبلیغات است، این حقیقت ندارد. تبلیغات مطمئناً می تواند یک قسمت کوچک از یک برنامه بازاریابی باشد، اما این قضیه فقط یک قطعه از معما است. در واقع، می توان از یک استراتژی بازاریابی استفاده کرد که به هیچ وجه از تبلیغات استفاده نمی شود.

بازاریابی را می توان تقریباً به روش های آفلاین و آنلاین یا دیجیتالی تقسیم کرد. بازاریابی آفلاین شامل تبلیغات "سنتی" در قالب بازاریابی چاپی، رادیویی و تلویزیونی و همچنین شرکت در رویدادهایی مانند نمایشگاه ها و کنفرانس ها است. همچنین می تواند شامل بازاریابی دهان به دهان نیز باشد.

بیشتر کسب و کارها  ترکیبی از روش های بازاریابی آنلاین و آفلاین استفاده می کنند. با این حال، این روزها تعادل بیشتر به سمت بازاریابی آنلاین تغییر کرده است. این بدین دلیل است که مصرف کنندگان وقت بیشتری را در اینترنت می گذرانند و بازاریابی دیجیتال مزایای مختلفی را از نظر سرعت، کارایی و بازگشت سرمایه ارائه می دهد.

بنابراین بیایید برخی از انواع مختلف بازاریابی آنلاین را که برای مشاغل امروزی در دسترس است بررسی کنیم:

  •     بازاریابی محتوا - انتشار محتوا به اشکال مختلف برای ایجاد آگاهی از برند (Brand Awareness) و پرورش روابط با مشتریان. بازاریابی محتوا معمولاً به عنوان نوعی بازاریابی دیجیتال در نظر گرفته می شود اما می تواند به صورت آفلاین نیز انجام شود. به عنوان نمونه هایی از بازاریابی محتوا می توان به وبلاگ ها، پست ها در شبکه های اجتماعی ، اینفوگرافیک و ویدئو اشاره کرد.
  •    بهینه سازی موتور جستجو- معمولاً به عنوان سئو شناخته می شو ، این عمل، فرآیند بهینه سازی محتوای وب سایت شما برای بیشتر دیده شدن در موتورهای جستجو و جذب بازدید بیشتر از جستجوها است.
  •    بازاریابی از طریق موتورهای جستجو - با نام تبلیغات کلیکی (Pay-Per-Click) و یا PPC نیز شناخته می شود. در این نوع بازاریابی، کسب و کارها برای به دست آوردن جایگاه برجسته ای در صفحات نتایج موتور جستجو، پول پرداخت می کنند.
  •     بازاریابی از طریق شبکه های اجتماعی - استفاده از شبکه های اجتماعی مانند فیسبوک، اینستاگرام و توییتر برای ایجاد ارتباط با مشتریان موجود و جلب مخاطبان بیشتر از طریق بازاریابی دهان به دهان دیجیتال.
  •    بازاریابی از طریق ایمیل - ارسال ایمیل های منظم به کاربرانی که برای ایجاد روابط و پیش بردن فروش در لیست شما ثبت نام کرده اند.
  •    هدف گذاری مجدد (Retargeting) - برقراری ارتباط با مشتریان فعلی و یا مشتریان احتمالی که با برند شما تعامل داشته اند به منظور برگرداندن آن ها و تبدیلشان به مشتری. به عنوان مثال، قرار دادن آگهی در خوراک (feed) فیسبوک از محصول خاصی که در سایت شما مشاهده کرده اند.
  •    بازاریابی از طریق اینفلوئنسر (Influencer) - استفاده از افراد با تاثیرگذاری و دنبال کننده های زیاد در کانال های شبکه های اجتماعی به منظور تبلیغ محصول و یا خدمات شما.
حتما بخوانید: سئو یا تبلیغات کلیکی (PPC) کدام یک مناسب کسب و کار شما است؟

 

 

اینها تنها چند نمونه از محبوب ترین انواع بازاریابی دیجیتال می باشند که امروزه در حال به کارگیری هستند. هر یک از این روش ها را می توان به چندین نوع بازاریابی دیگر تقسیم کرد. در واقع صدها و یا هزاران نوع مختلف بازاریابی وجود دارد که هر دو کانال های آنلاین و آفلاین را پوشش می دهند.

هیچ شغلی فقط به یک نوع خاص از بازاریابی متکی نیست. از طرفی دیگر، برآمدن از عهده انواع مختلف بازاریابی نیز ممکن نیست مگر اینکه یک شرکت چند ملیتی با بودجه و منابع عملاً نامحدود باشید.

برای تشکیل یک استراتژی بازاریابی موثر برای کسب و کار شخصی خود، باید انواع بازاریابی را که بیشترین تأثیر را بر شما خواهند گذاشت را انتخاب کنید و همچنین طرحی را ایجاد کنید که در آن این نوع بازاریابی در استراتژی اصلی ادغام شوند.

 

تفاوت بین بازاریابی و فروش

فروش و بازاریابی ارتباط تنگاتنگی با هم دارند در حالی که فعالیت های بسیار متفاوتی را در کسب و کار شما پوشش می دهند.

تیم فروش در مورد این که کالا مورد نظر چیست و یا چه کسی آن را خریداری می کند، حرفی برای گفتن ندارد (آنها پیش قدم شده و مردم را برای خرید متقاعد می کنند). کارکنان بخش فروش باید ارتباط نزدیکی با مشتریان شما برقرار کنند و برای انجام این کار نیز آنها به هوش بازاریابی نیاز دارند.

تیم بازاریابی برای آگاه کردن مشتریان احتمالی درباره برند و محصول شما، پا پیش می گذارند. آنها همچنین از ذکاوت و بازخورد مشتری برای تصمیم گیری در مورد تولید محصولات در آینده و یا نحوه تغییر محصولات موجود استفاده می کنند تا نیازهای مشتری را بهتر برآورده کنند.

شما در فروش موثر نخواهید بود مگر اینکه افرادی که قصد فروش محصول به آن ها دارید، از قبل در مورد برند و یا محصول شما آگاهی داشته باشند. این همان کاری است که بازاریابی می تواند برای شما انجام دهد.

برای یک استراتژی موفق، تیم های بازاریابی و فروش باید به صورت نزدیک با هم همکاری و یک رویکرد واحد داشته باشند. در این صورت فقط لیدهای (lead) با کیفیت به تیم فروش منتقل می شوند.

شما می توانید از یک پلتفرم اتوماسیون بازاریابی برای همسو کردن تیم های بازاریابی و فروش خود استفاده کنید تا اطمینان حاصل شود که آنها در جهت رسیدن به یک هدف مشترک کار می کنند.

 

درک کردن مشتری خود

در بازاریابی، شناخت مشتری مهم است. در واقع، برخی از بازاریابان تا آنجا پیش می روند که می گویند بازاریابی اساساً فرآیند درک مشتریان شماست.

بازاریابی باید دقیقا در ابتدای کسب و کار شما شروع شود (حتی قبل از اینکه برند شما شکل بگیرد). این بازاریابی اولیه شامل تحقیق و کسب اطلاعات بیشتر در مورد مشتریان شما به منظور تولید محصول و یا خدماتی است که خواسته ها و نیازهای آنها را برآورده کند.

این تحقیقات عمیق راجع به مشتری، عملی نیست که فقط یکبار انجام شود، بلکه به صورت مداوم ادامه دارد. گروه های هدف، نظرسنجی از مشتری و جمع آوری داده های کاربر بصورت آنلاین، همه روش هایی هستند که می توانند به شما کمک کنند تا در مورد مشتری خود اطلاعات بیشتری کسب کنید و اطمینان حاصل کنید که برند شما از طریق روش های مناسب با آنها ارتباط برقرار می کند.

بعد از اینکه محصول و یا خدمات خاصی به بازار معرفی شد، باید میزان موفقیت آمیز بودن آن ارزیابی شود تا ببینید که آیا نیازهای مشتری را برآورده می کند یا خیر. بازاریابی همچنین نقشی در خدمات مشتری (Customer Service) و پرورش روابط با آن ها دارد. این موضوع فقط به منظور دستیابی به مشتریان جدید نیست، بلکه همچنین اطمینان حاصل می کند که از مشتریان فعلی خود بیشترین بهره را می برید و آنها نیز تا آنجا که ممکن است به شما وفادار می مانند.

بازاریابی دیجیتال دنیای جدیدی از امکانات را در مورد درک بهتر مشتریان و ایجاد روابط با آنها فراهم کرده است.

حتما بخوانید: تکنیک‌های منقرض شده سئو

 

 

اکنون ما توانایی جمع آوری مقدار زیادی اطلاعات راجع به افراد از جمله آمار جمعیتی (demographics)، موقعیت مکانی، عادات خرید، تعاملات با برند قبلی، موارد پسندیده و یا پسندیده نشده و ... را داریم.

از این داده ها می توان برای ایجاد تصویری از مشتریان خود به روشی بسیار دقیق تر و معنادارتر از عمل سنتی استفاده کرد.

روش های دیگری که فناوری بازاریابی مدرن امروز به منظور کسب اطلاعات بیشتر و برقراری روابط بهتر با مشتری برای ما ممکن می سازد، عبارتند از:

  •     استفاده از پیام های کاملاً شخصی برای صحبت کردن با هر مشتری در سطح خودش
  •     پیش بینی رفتار آینده با هوش مصنوعی
  •     انتشار محتوایی که بیشتر به مخاطبان شما مربوط می شود
  •     مشاهده اینکه آنها با چه محتوای آنلاین دیگری درگیر می شوند (تعامل برقرار می کنند)
  •     تجزیه و تحلیل تعاملات برند و بهینه سازی کمپین های بازاریابی خود
  •     بصورت خودکار در دسترس بودن و پرورش روابط با مشتری پس از فروش اولیه
  •    "گوش دادن" و صحبت کردن در مورد برند خود در رسانه های اجتماعی و استفاده از آن برای بهبود محصولات و خدمات مشتری (customer service)
  •     انجام نظرسنجی از مشتری به صورت آسان ، ارزان و با نتایج تجزیه و تحلیل شده سریع

 

بازاریابی ترکیبی (Marketing Mix) در عصر دیجیتال

"بازاریابی ترکیبی"اساس برنامه بازاریابی شما است. آنها نمایانگر تصمیماتی هستند که شما باید هنگام بازاریابی محصولات و یا خدمات خود اتخاذ کنید:

  •     محصول - محصول و یا خدمات شما واقعاً چگونه خواهد بود و چگونه پاسخگوی نیازهای مشتری شماست؟
  •    قیمت گذاری  برای محصول خود چه قیمتی را لحاظ می کنید؟ همیشه موضوع مربوط به پول نیست زیرا مشتریان ممکن است زمان و یا اطلاعات خود را با کالای "رایگان" مبادله کنند.
  •    مکان - چگونه محصول را به مشتری تحویل می دهید؟ آیا آنها وارد یک فروشگاه فیزیکی می شوند یا اینکه شما آنلاین می فروشید؟ آیا شما یک منطقه جغرافیایی خاص را هدف قرار داده اید؟
  •    تبلیغات - از چه روش های بازاریابی برای معرفی محصول خود به جهان استفاده می کنید؟

بازاریابی ترکیبی درست به این معنی است که شما قادر خواهید بود با خواسته ها و نیازهای مشتریان خود همسو شوید، حضور برند خود را تقویت کرده و ROI خود را به حداکثر برسانید.

در آمیخته بازاریابی دیجیتال ، 4Ps یکسان است ، اما رویکرد متفاوت می باشد.

  •    محصول - اینترنت به این معنی است که شما می توانید بدون لیست فیزیکی اموال و کالا، کسب و کاری داشته باشید. ولی، می توانید محصولات دیجیتالی مانند کتاب های الکترونیکی و دوره های درسی بفروشید. حتی اگر قصد فروش محصولات ملموس (قابل لمس) را دارید، روند تولید محصول برای همیشه تغییر کرده است. اکنون امکان سفارش و ایجاد کالاهای درخواستی به منظور آزمایش بازار در ابتدا وجود دارد و توانایی نظرسنجی سریع و آسان مشتریان، خود به این معنی است که هنگام توسعه محصول ، کمتر مرتکب اشتباه می شوید.

 

  •    قیمت - فناوری بازاریابی دیجیتال به این معنی است که شما مجبور نیستید که بر روی یک قیمت خاص برای محصول و یا خدمات خود تصمیم بگیرید. می توانید بسته به اینکه چه کسی آن را مشاهده می کند، قیمت را به صورت پویا تنظیم کنید. همچنین هنگام استفاده از این مدل های قیمت گذاری، انعطاف پذیری بیشتری وجود دارد، به این صورت که اشتراک ها و پرداخت های دوره ای برای همه نوع از کسب و کارها و مشتریان قابل دسترس تر هستند.

 

  •     مکان - واضح است که تفاوت اصلی در اینجا این است که به جای استفاده از فروشگاه فیزیکی، به صورت آنلاین می فروشید. اما در هنگام فروش آنلاین، کانالهای مختلفی نیز برای دیده شدن وجود دارد. وب سایت، محل هایی برای بازار آنلاین، ایمیل و رسانه های اجتماعی شما، راه هایی هستند که باید در نظر گرفته شوند.

 

  •    تبلیغات - دوباره، شما همچنان محصول خود را تبلیغ خواهید کرد اما با روش هایی متفاوت تر از روشی که 30 سال پیش استفاده می کردید. به جای پست مستقیم و تبلیغات چاپی، ممکن است استراتژی شما شامل بازاریابی از طریق ایمیل و شبکه های اجتماعی باشد.

 

آیا کسب و کار شما به استراتژی بازاریابی نیاز دارد؟

معمولاً مشاغل کوچک، استراتژی بازاریابی را کم اهمیت می دانند. با این حال، مسلماً  هر کسب و کاری برای موفقیت به مارکتینگ نیاز دارند. اگر کسی از آنها اطلاعاتی نداشته باشد، چگونه قادر خواهید بود که محصولات و خدمات خود را بفروشید؟

این درک نادرست از اهمیت بازاریابی به احتمال زیاد از سردرگمی پیرامون عبارت "بازاریابی" ناشی می شود. اگر از خود می پرسید " بازاریابی چیست؟" یا اینکه فکر می کنید که این موضوع همان تبلیغ کردن اس ، قابل درک است که شما احتمالا تمایلی به اختصاص بودجه و منابع برای یک استراتژی مارکتینگ نداشته باشید.

درست است که برخی از مشاغل حتی بدون استفاده از تبلیغات نیز بسیار موفق شده اند.

Krispy Kreme یک از نمونه های برند جهانی است که به جای تبلیغات تلویزیونی و سایر اشکال تبلیغات، بر اساس بازاریابی دهان به دهان ساخته شده است. آنها همچنین سرمایه گذاری زیادی در زمینه تعامل کارمندان انجام می دهند، بدین معنی که هر کارمندی بازاریاب برند است و در زمینه ایجاد محصول و خدمات به مشتری آموزش می بیند.

شرکت دوربین GoPro نیز بدون تبلیغات راه اندازی شد. در عوض، آنها به قدرت بازاریابی در شبکه های اجتماعی و درک انگیزه مشتریان خود برای تولید محصولی که مشتریان تمایل به تبلیغ آن را داشتند، اعتماد کردند. اکانت اینستاگرام GoPro  هنوز هم در درجه اول از محتوای تولید شده توسط کاربر تشکیل شده است.

همانطور که قبلاً بحث شد، بازاریابی فقط تبلیغ نیست. این موضوع بیشتر در مورد کسب اطلاعات و درک بیشتر مشتریتان می باشد. استراتژی بازاریابی به شما کمک می کند دقیقا بفهمید که به چه کسی خدمت می کنید و چگونه می توانید برنامه های تجاری خود را با نیازهای مشتری همسو کنید. این امر علاوه بر داشتن مشتریانی شادتر، درآمدزایی نیز در پی خواهد داشت و اطمینان حاصل می کند که در مسیر استراتژیک مناسبی برای رشد کوتاه مدت و بلند مدت قرار دارید.

 

 

چگونه یک استراتژی بازاریابی ایجاد کنیم؟

توسعه یک استراتژی بازاریابی موثر کار آسان و ساده ای نیست ، اما اصول اولیه را می توان به چند مرحله اصلی تفکیک کرد:

  •    اهداف خود را مشخص کنید - می خواهید که کسب و کار شما در کوتاه مدت و بلند مدت به چه چیزی برسد؟ این موضوع ممکن است در مورد ارقام خاص فروش باشد، اما همچنین فاکتورهایی مانند افزایش آگاهی از برند (Brand Awareness) و حضور شما در شبکه های اجتماعی را نیز در نظر می گیرد.

 

  •    مطالعه بازار (Market research) و شناسایی مشتریان خود - تا آنجا که می توانید در مورد مشتریان هدف خود اطلاعات کسب کنید. آنها چه کسانی هستند، چه چیزهایی می خواهند و به چه چیزهایی نیاز دارند؟

 

  •    تحلیل رقبا - رقبای شما از نظر بازاریابی چه کارهایی می کنند؟ آنها چه محصولی را می فروشند و چگونه با مشتری خود تعامل دارند؟

 

  •     پیشنهاد فروش منحصر به فرد (USP or Unique Selling Proposition) خود را شناسایی کنید - چه کاری انجام می دهید که باعث می شود انتخاب بهتری نسبت به رقبا داشته باشید؟ چگونه بازاریابی شما پیام برندتان را تقویت می کند؟

 

  •    کانال های بازاریابی خود را انتخاب کنید - بیشتر مشاغل ترکیبی از استراتژی های آنلاین و آفلاین را انتخاب می کنند. بازهم این موضوع به میزان درک از مخاطبانتان ختم می شود. آنها اوقات خود را کجا می گذرانند؟ آنها به چه پلتفرم هایی اعتماد بیشتری دارند؟

در حالی که استراتژی بازاریابی شما، اهداف و جهت گیری کلی فعالیت های بازاریابیتان را در ماه ها و سال های آینده مشخص می کند، برنامه بازاریابی شما جزئیات فعالیت هایی که برای دستیابی به این اهداف انجام خواهید داد را ارائه می دهد.

هم استراتژی و هم برنامه بازاریابی شما کلید موفقیت دراز مدت شما هستند، خواه کسب و کار شما یک استارتاپ کوچک باشد یا یک سازمان جهانی.

 

مقالات مرتبط

دیجیتال مارکتینگ چیست؟ هرآنچه که باید بدانید (آموزش جامع)

دیجیتال مارکتینگ چیست؟ وظایف دیجیتال مارکتر چیست؟ آبا همه کسب و کارها به آن نیاز دارند؟ و تمام چیزهایی نیاز است بدانید در این مقاله بخوانید

ادامه مطلب

نظرات کاربران

نظر تازه ای ثبت کنید