داستان سرایی یا Storytelling یک هنر است که از سالیان گذشته در بین مردم وجود داشته است. مردم در تمام جهان داستان را دوست دارند. داستان ها به شما دلیلی برای برقراری ارتباط خوب و موثر می دهند و کمک می کنند احساس بهتری داشته باشید: باهوش‌تر، امن‌تر، یا حتی دوست‌داشتنی.

خیلی از افراد داستان تعریف میکنند اما تعداد کمی هستند که در این حوزه تخصص دارند و میتوانند برای یک برند داستانی ایجاد کنند که شهرت جهانی ایجاد کند.

اصلا چرا باید به داستان سرایی بپردازیم؟

 

 

چرا ما داستان سرایی می کنیم؟

داستان پیام های پیچیده را ساده می کنند.

داستان ها کمک می کنند تا ما ایده جدید را راحتتر درک کنیم. به مواقعی فکر کنید که داستان به شما در درک بهتر یک مفهوم کمک کرده ...

بیان یک ایده های سخت و پیچیده با مفاهیمی ساده و قابل لمس یکی از بزرگترین نقاط قوت داستان سرایی در تجارت است.

برای مثال اپل را در نظر بگیرید. کامپیوتر و موبایل یک موضوع کاملاً پیچیده هستند که به سختی می شود آن را توصیف کرد. آن ها به جای به کار بردن اصطلاحات فنی که خیلی از کاربران آن را درک نمی کنند از ارتباط دادن محصولاتشان با معجزه ای که در زندگی مردم با استفاده از محصولاتشان ایجاد می شود صحبت می کنند.

داستان ها مردم را به هم نزدیک می کند.

همانطور که در بالا گفتیم، داستان یک زبان جهانی هستند. همه ما احساسات را پردازش می کنیم و می توانیم احساس شادی، امید، ناامیدی و عصبانیت را با هم تقسیم کنیم. داستان‌ها مردم را بهم نزدیک و حس اجتماعی ایجاد می‌کند.

 

داستان ها الهام بخش هستند و انگیزه ایجاد می کنند.

داستان ها از ما انسان بهتری می سازند و به داشتن برندی بهتر کمک می کنند. وقتی برند ها شفاف و خاص می شوند، به مصرف کنندگان کمک می کند تا بتوانند بهتر با شما و برندتان ارتباط بگیرند.

برای مثال ModCloth از تاثیر الهام بخش بودن داستان به خوبی استفاده می کند. او با اشتراک گذاری تجربیات بنیانگذار خود علاوه بر اینکه ارزش برند را افزایش می دهد. بلکه باعث ایجاد انگیزه در بنیانگذاران و کارمندان می شود.

 

چرا کسب و کار شما به StoryTelling نیاز دارد؟

Storytelling کسب و کار هم مشابه همین تعریف است. با داستان سرایی یک ارتباط محکم بین کسب و کار شما، آینده شما و مشتریان ایجاد می شود. 

گفتن داستان برند شما فقط انتشار آن در سایت و بلاگ و هر رسانه اجتماعی که دارید نیست. برند شما خود شما هستید و به طور مداوم باید آن را به مخاطبانتان منتقل کنید.

 

داستان سرایی خوب چه ویژگی دارد؟

خوب یا بد بودن داستانسرایی به نظر کاربر بستگی دارد. اما یک سری موارد وجود دارد که به ایجاد یک داستان قدرتمند کمک می کند.

سرگرم کننده: داستان‌های خوب، داستانی است که خواننده را درگیر می‌کند به قدری که کاربر دنبال ادامه و اینکه آخر آن قرار است چه اتفاقی بیافتد است.

آموزشی: داستان های خوب باعث ایجاد کنجکاوی می شوند و به دانش خواننده اطلاعاتی اضافه کند.

جهانی: داستان های خوب برای همه خوانندگان قابل تعریف هستند و از احساسات و تجربیاتی که بیشتر مردم ممکن است برایشان پیس بیاید استفاده می کنند.

سازمان یافته: داستان هایی که از طرف شخص سوم بیان شود به انتقال پیام اصلی و به خوانندگان در جذب آن کمک می کند. برای مثال اگر شما یک موسسه آموزشی باشید افراد میخواهند در این دوره شرکت کنند تجربه افرادی که در این دوره شرکت کرده اند میتواند در جلب مشتری جدید کمک کند.

به یادماندنی: چه از طریق الهام بخش بودن، جالب بودن، داستان های خوب در ذهن خواننده باقی می مانند.

 

3 فاکتور برای اینکه یه داستان سرایی خوب شود وجود دارد صرف نظر از داستانی که میخواهید بگویید:

کاراکتر

 هر داستان حداقل یک کاراکتر دارد و این شخصیت کلید ارتباط مخاطب شما با داستان خواهد بود. این مولفه پلی است بین شما، داستان نویس و مخاطب. اگر مخاطبان شما بتوانند خود را جای شخصیت شما بگذارند، برند شما بیشترین تاثیرگذاری را خواهد داشت.

روبرو شدن با مشکل

روبه رو شدن با مشکل در داستان شما باعث به وجود آمدن حس می شود و مخاطب را از طریق تجربیات مشترک به شما ارتباط می دهد. هنگام گفتن داستان، قدرت در آنچه شما منتقل می کنید و آموزش می دهید است. پس محصولات خود را به عنوان قهرمانی نشان دهید که میتواند نیاز و مشکلات فعلی را حل کند.

 

ارائه راه حل

یک داستان خوب باید پایان داشته باشد نیاز نیست که این پایان حتما خوب باشد. در زمانی که مشکلی وجود دارد مخاطب به دنبال راه حلی است. بنابراین در این حالت باید مخاطب قانع شده باشد که واقعا به راه حلی برای مشکلش نیاز دارد. پس در این مرحله میتواند آن ها به اقدام به عمل دعوت کنید.

خب، اکنون که متوجه شدید داستان شما باید چه مواردی را داشته باشید، بیایید در مورد چگونگی ساخت داستان خود صحبت کنیم.

 

روند داستان سرایی

ما در ابتدا اشاره کردیم که داستان سرایی یک هنر است. و نیاز هم به خلاقیت و مهارت دارد. و برای بدست آوردن مهارت نیاز هست که تمرین شود.

1. مخاطبانتان را بشناسید.

چه کسی می خواهد داستان شما را بشنود؟ برای ایجاد یک داستان جذاب، باید خوانندگان خود را بشناسید.

قبل از هرکاری در مورد بازار هدف خود تحقیق کنید و شخصیت (های) خریدار خود را تعریف کنید. این فرایند شما را با افرادی که داستان شما را می خوانند، می بینند یا گوش می دهند آشنا می کند. این کار کمک می کند تا در مورد اهداف و چالش هایی که کاربر با آن روبرو است راهنمایی کند.

2. پیام اصلی خود را تعریف کنید.

چه داستان شما یک صفحه باشد، چه بیست صفحه، ده یا شصت دقیقه، باید یک پیام اصلی داشته باشد. 

داستان شما درباره فروش یک محصول است یا جمع آوری سرمایه؟ توضیح یک سرویس و خدمات است؟ نکته داستان شما چیست؟ برای کمک به تعریف آن، سعی کنید داستان خود را در شش تا ده کلمه خلاصه کنید. اگر نمی توانید این کار را انجام دهید، پیام اصلی ندارید.

3. نوع داستان را مشخص کنید.

همه داستان ها باهم یکی نیستند. برای تعیین نوع داستانی که بیان می کنید، پیدا کنید که می خواهید مخاطب شما هنگام خواندن چه احساسی داشته باشد یا چه واکنشی نشان دهد.

این به شما کمک می کند که نوع داستان خود را پیدا کنید و هدف شما را دنبال می کنید. اگر هدف شما این است که:

اقدام تحریک کننده، داستان شما باید توصیف کند که چگونه یک کاری در گذشته موفق به پایان رسیده است و توضیح دهد که چگونه خوانندگان می توانند به همین نتیجه برسند. از جزئیات بیش از حد، اغراق آمیز یا تغییر در موضوع خودداری کنید تا مخاطب شما بتواند روی عمل یا تغییری که داستان شما به آن تشویق می کند تمرکز کند.

به مردم درباره خودتان بگویید، داستانی را تعریف کنید که دارای چلنج های واقعی، انسانی سازی ، شکست ها و پیروزی ها است. امروزه مشتریان با برندهایی که اصالت دارند و یک داستان قدرتمند برای برندشان دارند بهتر ارتباط میگیرند.

ارزشی را منتقل می کند، داستانی که تعریف می کنید باید احساسات، شخصیت ها و موقعیت هایی که برای همه قابل لمس است را تحت تاثیر قرار دهد تا خوانندگان بتوانند داستان را درک کنند. این امر به ویژه هنگام بحث در مورد موضوعات و ارزش هایی که برخی از افراد ممکن است با آنها موافق نباشند یا آنها را درک نمی کنند، بسیار مهم است.

پرورش جامعه یا همکاری، داستانی را تعریف کنید که خوانندگان را به بحث و گفتگو در مورد داستان شما با دیگران پیش ببرد. از موقعیت یا تجاربی استفاده کنید که دیگران می توانند با آن ارتباط برقرار کنند و بگویند ، "من هم!" موقعیت ها و شخصیت ها را خنثی نگه دارید تا بیشترین طیف خواننده را به خود جلب کنید.

انتقال دانش یا آموزش، داستانی را بیان کنید که دارای تجربه آزمایش و خطا است، به طوری که خوانندگان می توانند در مورد یک مسئله و چگونگی کشف و استفاده از راه حل اطلاعاتی کسب کنند. درباره سایر راه حلهای جایگزین نیز بحث کنید.

4- دعوت به عمل (CTA) خود را ایجاد کنید.

هدف و دعوت به عمل شما (CTA) مشابه است، اما CTA شما عملی را ایجاد می کند که دوست دارید مخاطب شما بعد از خواندن انجام دهد.

دقیقاً می خواهید خوانندگانتان بعد از مطالعه چه کاری انجام دهند؟ آیا می خواهید آن ها عضو اشتراک ایمیل شوند، دوره ای را بگذرانند یا محصولی بخرند؟ این موضوع را در کنار هدف خود ترسیم کنید تا مطمئن شوید که در یک خط قرار دارند.

به عنوان مثال، اگر هدف شما تقویت ارتباطات باشد، ممکن است CTA شما "روی دکمه اشتراک گذاری زیر" ضربه بزنید.

5- رسانه داستان خود را انتخاب کنید.

داستان ها می توانند انواع و اشکال مختلف داشته باشند. برخی از داستان ها خوانده می شوند، برخی از آنها تماشا می شوند و دیگران شنیده می شوند. رسانه داستان انتخابی شما به نوع داستان و همچنین منابعی مانند زمان و هزینه بستگی دارد.

در اینجا روش های مختلفی وجود دارد که می توانید داستان خود را بیان کنید.

داستان کتبی از طریق مقالات، پست های وبلاگ یا کتاب ها روایت می شود. اینها بیشتر متن هستند و ممکن است شامل تصویر هم باشند. داستان های کتبی به مراتب مقرون به صرفه ترین و قابل دستیابی ترین روش داستان نویسی است زیرا فقط به یک پردازشگر کلمه رایگان مانند Google Docs… یا خودکار و کاغذ نیاز دارد.

داستان شفاهی به صورت حضوری روایت می شود، مانند یک سخنرانی، یک سخنرانی یا یک صفحه. گفتگوهای TED داستان گفتاری در نظر گرفته می شود. به دلیل ماهیت "زنده" و ویرایش نشده آنها، داستان های گفتاری معمولاً برای انتقال پیام ها و ایجاد احساسات در دیگران به تمرین و مهارت بیشتری نیاز دارند.

داستان صوتی ضبط می شود - این چیزی است که آن را از داستان گفتاری متمایز می کند. داستان های صوتی معمولاً به صورت پادکست هستند. ایجاد یک داستان صوتی از هر زمان دیگری مقرون به صرفه است. 

داستان دیجیتالی از طریق رسانه های مختلف مانند ویدئو، انیمیشن، داستان های تعاملی و حتی بازی ها روایت می شود. این گزینه بیش‌ترین تاثیرگذاری را دارد. به همین دلیل جزو گرانترین نوع داستان هم است. اما نگران نباشید: کیفیت فیلم به اندازه انتقال یک پیام قوی مهم نیست.

6. بنویسید!

اکنون وقت آن است که داستان خود را بسازید.

با پیام اصلی، مخاطبان هدف و Call to action، این مرحله به سادگی در مورد افزودن جزئیات و خلاقیت به داستان شما است.

7. داستان خود را به اشتراک بگذارید.

فراموش نکنید که داستان خود را به اشتراک بگذارید و تبلیغ کنید! مانند هر محتوا، ایجاد آن فقط نیمی از جنگ است - اشتراک آن نیم دیگر آن است.

بسته به رسانه انتخابی شما، قطعاً باید داستان خود را در شبکه های اجتماعی و ایمیل به اشتراک بگذارید. علاوه بر این، داستان هایی که به صورت کتبی هستند را می توان در وبلاگ، ویرگول یا از طریق ارسال پست مهمان در سایر سایت ها تبلیغ کرد. داستان های دیجیتالی را می توان در YouTube و آپارات به اشتراک گذاشت. در حالی که داستان های شفاهی به صورت شخصی انتقال می یابند و می توانید سخنرانی خود را ضبط کنید تا بعدا آن را به اشتراک بگذارید.

هر چقدر بیشتر داستان خود را به اشتراک بگذارید، می توانید از مخاطبان خود انتظار تعامل بیشتری داشته باشید.

 

 

مقالات مرتبط

آموزش نصب گوگل آنالیتیکس در وردپرس (مرحله به مرحله)

در این مقاله به نصب و راه اندازی گوگل آنالیتیکس (Google Analytics) در وردپرس به صورت گام به گام و کامل پرداخته ایم.

ادامه مطلب

نظرات کاربران

Saeed
چهارشنبه, 10 دی 99
ممنون کامل بود. تونستم آنالیتیکس رو برای سایتم نصب کنم

نظر تازه ای ثبت کنید